سد زاوين
استان: خراسان رضوی
شهر: کلات
محل سد: ۱۱۰ کیلومتری شمال مشهد، ۵۰ کیلومتری شهر كلات


با سلام خدمت دوستان عزیز
به چند دلیل باز هم رفتیم سد طرق برای ماهیگیری
۱. نزدیک بودن به مشهد. سد یعقوبی ۱۷۰ کیلومتر دریاچه بزنگان ۱۲۰ کیلومتر و سد تبارک ۱۴۰ کیلومتر
در حالی که سد طرق از مشهد فقط ۲۰ کیلومتر فاصله دارد.
۲. مسیری بسیار خوب در زمستان که با ماشین تا کنار آب می شود رفت
۳. مهم تر از همه نتیجه ای که ما امسال زمستان در سد طرق گرفتیم
البته دوستان عزیز استحضار داشته باشند مکان ماهیگیری اطراف مشهد خیلی کم است. در اکثر این
دریاچه ها یا سد ها فقط کپور و شیر ماهی وجود دارد به همین دلیل مطالب و تصاویر ما اکثرا از صید کپور
است.
پنج شنبه برخلاف دیگر روزهای که در زمستان ماهیگیری می رفتیم قرار شد بعدازظهر بریم سد طرق
ناظمی لوازم مورد نیاز برای یک کمپ شبانه را تهیه کرده بود. و البته شاملو
دست نانوای محل درد نکنه یه خمیر خیلی خوب برای ما درست کرد و ما راهی شدیم من و ناظمی و
شاملو. قرار شد پیرایشفر و فرشاد ساعت ۹ شب و معتمدزاده صبح جمعه به ما ملحق شوند. تو مسیر
از یک چوب فروشی مقدار چوب خریدیم برای سوخت شب ( دوستان ماهیگیر درختچه هایی که اطراف
دریاچه ها هستند را آتش نزنیم با تشکر مبلغی که ما برای خرید چوبهای پرداخت کردیم فقط ۱۰۰۰
تومان شد ) ساعت ۵ یک ربع کم رسیدم کنار آب. دریاچه بسیار آرام بدون وزش باد بود یکی از دوستان
ماهیگیر در حال جمع کردن وسایل ماهیگیر خودش بود یک کپور تقریبا ۱.۵ کیلویی صید کرده بود.
سریع تر از همیشه چوبها را باز کردیم........؟
ما همیشه ریسه ها را از هرزگرد باز می کردیم و داخل جعبه ابزار می گذاشتیم برنامه قبلی که
ماهیگیری رفته بودیم معتمدزاده از روش جالبی استفاده کرده بود که در آپ بعدی تصویر این تکنیک را
برای شما میگذارم
شاملو مشغول آتش بازی شد البته درست کردن آتش جای شما خالی در حال خودن چای آتیشی
بودیم که یه تک خیلی باحال زد صدای زنگونه سکوت دریاچه را شکست ولی ادامه نداشت.
مکانی که کمپ زده بودیم شاید بهترین جای دریاچه باشد چون ما از پاییز همیشه این جا را طعمه پاشی
می کردیم این بار برای طعمه پاشی ناظمی ماش خیس کرده بود.
ساعت ۱۰ شب شروع کردیم به طعمه پاشی ماش ها را گوله کردیم و دخل آب اندختیم
با چراغ قوه به اطراف نور انداختم که دیدم دوتا چشم برق زد ترسیم خیال کردم گرگه ولی بیشتر دقت
کردم دیدم یه روباه کوچیکه مقدار نان براش پرت کردم حیوان برداشت و رفت. شام خوردیم ولی نه خبری
از کپور شد و نه از دوستان. ساعت ۲ گذشته بود چراغ قوه ها را روشن کردیم و طعمه ریسه ها را تازه
کردیم و رفتیم تو ماشین و خوابیدیم ساعت ۶:۳۰ از ماشین زدیم بیرون و طعمه ها را تازه کردیم دو سه تا
قلابها هنوز طعمه داشت. زیر زغالها هنوز آتش بود شاملو دوباره آتش را راه انداخت من ناظمی توی
ماشین نشسته بودیم داشتیم خودمان را دلداری می دادیم که چوب ناظمی زنگولش به صدا در
آمد خیلی ضعیف بعد از چند ثانیه دوباره چوب تکون خود ناظمی شروع به جمع کردن کرد خیلی
راحت جمع می شد من دوربین را برداشتم و شاملو تور دستی را برداشت و کنار آب آمد ماهی
خیلی تلاش نمی کرد. با نزدیک شدن ماهی به ساحل تلاش ماهی زیاد شد به راست و چپ می رفت
شاملو تور دستی را زیر ماهی برد و بالا کشید داخل تور جا نشد و بیرون پرید در حالی که نخ هم پاره
شد من با دوربین دویدم توی آب نفهمیدم چطوری ماهی را کشیدم بیرون.
طعمه پاشی ها جواب داده بود. کم کم هوا گرم شد و خانوادهای زیادی کنار آب آمدن سر صدا زیاد
شد و صدای زنگوله ها خاموش ما ساعت ۱۲ برگشتیم مشهد البته خوشحال از اینکه طعمه پاشی
بهترین روش برای ماهیگیری است


